تبليغاتX
یاداشتهای از سیاهی تاریخ ... - قسمت دوم: (آغاز اصلاحات)

یاداشتهای از سیاهی تاریخ ...

لکه های سیاهی را که سعی می کنند در زباله دان تاریخ قائیم کنند؛ اما هرگز...!

سرانجام پس از قتل حبیب الله پسرش امیر امان الله خان درسال ۱۹۱۹م سلطنت خودرا با اعلام استقلال افغانستان آغازکرد و به مردم وعده اصلاحات داد.

اوگفت: حکومت ما در افغانستان اصلاحاتی خواهدنمود که ملت ومملکت ما بتواند دربین ملل متمدن جهان جای مناسب خودرا پیداکند و مردم باید مطیع قانون باشد کاری اجباری درهمه زمینه ها ممنوع و لغواعلام میشود و ماخواهان افغانستان آذاد و مستقل چه درداخل و درخارج هستیم.

سیاست خارجی افغانستان تا ان موقع توسط انگلیس اداره میشد درسوم مارس ۱۹۱۹م امان الله خان طی نامه به نائیب السلطنه انگلیس در هند خواستار استقلال کامل افغانستان شد بدون اینکه منتظرجواب نامه بماند سیاست مستقلی را آغازکردو اماده جنگ شد...

جاوید میگوید:

در ۱۳ آپریل ۱۹۱۹ امان الله خان درجلسه که واقعه نگار انگلیس در انجاحضور داشت اعلان استقلال کرد، وبه او گفت که موضوع را به دولت انگلیس گذارش دهد. دولت انگلیس فقط تسلیت نامه را به مناسبت فوت پدرش ارسال کرد و ازاستقلال هیچ یادی نکرد و ازهمین لحظه به بعد امان الله خان درتلاش بود که استقلال افغانستان به رسمیت شناخته شود به همین جهت اماده جنگ شد.

پس از اعلام استقلال افغانستان، نیروهای افغانی درتنگه خیبر، پکتیا،قندهار درمرز هند انروز متمرکزشدند وجنگ های محدودی هم بین نیروهای انگلیسی و افغانی بوقوع پیوست که بقول قاسم رشتیا:

انگلیسی ها مجبور به اتش بس شدند وتمام پایگاهای نظامی خودرا ازسرحدات افغانستان به عقب بردند وهم چنین فعالیتهای افغانستان درعرصه بین المللی هم بریتانیا را زیرفشارقرار داده بود که که استقلال افغانستان را بپزیرد، سرانجام دولت انگلیس درنوامبر۱۹۲۱م پس از مذاکرات طولانی درکابل ، افغانستان را صریحا به عنوان کشور کاملا مستقل پزیرفتند.

پس از بدست امدن استقلال، شا وهمکارانش برنامه بزرگ اصلاحاتی خودرا آغازکردند :

ارتباط افغانستان با دولت شوروی اولین بار توسط امان الله خان طی نامه به لنین آغاز شد تا مناسبات سیاسی و اقتصادی افغانستان با جهان از راه شوروی انجام شود وهم چنین ازادی کنیزان وغلامان اعلام شد مکتبهای دخترانه وپسرانه ساخته شد و بخصوص دراین مدت ۱۴ الی ۱۵ دانشجوی دختر به کشورهای مثل ترکیه فرانسه برای تحصیل اعزام شدند. و هم چنین سفرهای شاه به کشورهای اروپای به منظور آشنائی با پیشرفتهای دنیای جدید وخارج وایجاد بستر مناسب ان درافغانستان اغاز شد. به قول موزیک:

درست درهمین دوره بود که مردم باپدیده های موتر و هواپیما آشناه شدند درواقع اذهان مردم ازدرک دنیای جدید و پیشرفته هنوز بسیارفاصله داشت. برای مردم حرکت موتر وانتقال نفر توسط ان و صدای که هنگام حرکت بیرون میداد خیلی عجیب می نمود مردم هواپیما را یا طیاره را، هواپیما نمی گفتند جهاز میگفتند. میگفتند فرنگی ها جهازهوای دارند، طیاره را کس ندیده بود .

حبیب الله رفیع پژوهشگرو نویسینده میگوید:

مردم کابل برای اولین بار یک پرنده آهنی را دیده بودند، اما بجای اینکه از ان بترسند، بعضیها که تفنگ داشتند بسوی ان شلیک کردند حتی درجنگ با انگلیس اولین طیاره که به افغانستان امده بود توسط تفنگ مردم افغانستان انداخته شد.

مهمترین بخش اصلاحات دوره امانی را ، انچنان که دکتر جاوید میگوید:

امان الله خان به اصلاحات بسیار جدی در زمینه های مختلف شروع کرد ازان جمله در زمینه معارف (آموزش و پرورش)بود.

او میگوید: اول تعلیم و تربیت را رایگان ،اجباری وعمومی ساخت دوم مکاتب مختلف تاسیس کرد ازان جمله مکتب اماینه که بعدها استقلال نامیده شد ودیگری که بعدها بنام نجات معروف شد اولی به کمک فرانسویها ودومی به کمک المانیها بوجود امد عده ای را هم برای تحصیل به خارج فرستاد ند و درکنار اینها یک سینما درکابل و یک تآتر درپغمان تاسیس شد و همچنین کتابخانه که امروزبنام کتابخانه عامه معروف است را تاسیس کرد.

و درمیان این اصلاحات بزرگ وکوچک یکی هم ایجاد سیستم واحد برای اوزان و مقادیرکه تاانزمان وجود نداشت و هرشهرو منطقه ای افغانستان سیستم اندازه گیری مختلفی داشتند انرا یکی کردند و پول افغانی را که پیش از ان روپیه میگفتند را هم به افغانی تبدیل کردند.

دوران امانی همچنان با تحولاتی بزرگی در زمینه معارف، فرهنگ وهنر نیز همراه بود به گفته لطیف ناظمیی:

تعداد روزنامه ها و جرائید درسراسرکشور افزائیش یافت، که ازان جمله میتوان اتفاق اسلام ، اتحاد، واتحاد مشرقی به علاوه سراج الاخبار و سراج الاطفال که درزمان امیرحبیب الله خان چاپ میشد را نام برد.

اولین قانون اساسی در افغانستان هم دردوران امان الله خان تنظیم شد که هدف ان بنیان گذاری حکومت قانون بود که سرانجام تصویب این قانون اساسی که دران حقوق جزاء هم بصورت مدون تصویب شده بود عکس العملهای را ازجمله درمحافل مذهبی برانگیخت سید قاسم رشتیامیگوید:

یک تعداد ملاها درسمت پکتیا تحریک شدند اینها درمقابل نظامنامه و قوانین که امان الله خان طرح کرده بود میگفتند که امان الله خان ازقران دورشده و ازخود قوانین و نظامنامه ساخته و...

هرچند امان الله خان کوشش کرد با روانه کردن هیأتهای ازبین ملاها تا ملاهای پکتیا را قانع کند که قانون جزا مخالف اسلام نیست اما چون اینها از بیرون تحریک شده بودند درخواست وگفته های هیآت مورد قبول واقع نشد

سرانجام درسال ۱۹۲۵م گویا شورشی درقبیله منگل صورت گرفت و تا لوگرسرایت کرد و وضعیت افغانستان دچار مشکلات شد. گرچه که ملای لنگ که رئیس ملاهای پکتیابود بعد از دستگیری باعده ازهمکارانش درکابل اعدام شد و بعضی از همدستانش هم به شمال کشور تبعید شدند به هرحال پس ازجنگ منگل، امیر که دیگر لقب شاه را اختیارکرده بود ازدسامبر ۱۹۲۷م تا جولای ۱۹۲۸م سفرهای بزرگی را اغازنمود و دران ازهند ،مصر،اتالیا، فرانسه، بلژیک، بریتانیا، المان و شوروی و ایران دیدار کرد.

به گفته پسرش که احسان الله نام دارد میگوید:

این سفرها برای این بود که تمام چیز های را که این طرف و ان طرف می دیدند میخواستند در افغانستان پیاده کنند تا افغانها یاد بیگرند که چگونه کشورش پیشرفت میکند ودلیل این سفرها این نبود که او فقط ازکشورها دیدن کند و تفریح داشته باشد شا دراین سفر جهان را باغرور و نیازکشورش اشنا کرد درسفر که درروسیه داشت اولین پادشاهی بود که درکرملین درجائیکه حزب کمونیست بود سخنرانی کرد.

پس از این سفرها شاه، محدوده اصلاحاتش را گسترش داد، دکتر احمد جاوید دراین باره میگوید:

وقتیکه امان الله خان از سفراوروپا برگشت انقدر علاقه اش به اصلاحات زیاد شده بود که دست به اقدامات و اصلاحتی زد که به مصلحت نبود. سفردراو تاثیرکرده بود و مخصوصا بخاطرمزاکراتی که درانگلیستان انجام داد احساس خطرکرد که انگلیسیها اورا ازبین ببرد. به اون خاطرطوریکه خودش گفته خواست که این بذزو تخم پیشرفت را هرچه زودتر بپاشد و نتیجه انرا بیبیند تمدن غرب شاه امان الله خان را شگفت زده ساخته بود شورشوق برای اوروپای کردن کشور درفرصت کوتا ذهن اورا اشغال کرده بود واین به قیمت بزرگی برای سلطنت و مردم و کشورتمام شد.

 

جهت اشنای بیشتری باصاحب نظران مانند: سید قاسم رشتیا، دکتر اشرف غنی احمد زی، لطیف ناظمی، محمد عزیزنعیم و... اینجا را کلید کنید

 

+ نوشته شده در 86/10/12ساعت توسط علی تابش


وطن برای یکی خاطره است برای دیگری خاک، برای یکی زادگاه و برای دیگری آن‌جا که خوش است. وطن يعني من ، يعني تو ؛ يعني همه ما؛ وطن یعنی اینها ولی همه اش اینها نیست. وطن یعنی ممنوع؛ وطن یعنی قدغن؛ وطن یعنی فقر؛ وطن یعنی خون، خشونت، آتش، جنگ، کینه و نفرت؛ وطن یعنی تو تاجیک و من هزاره ؛ او پشتون و این ازبک... وطن یعنی تاریخ؛ تاریخ جبر و استکبار و استبداد؛ وطن یعنی «من» نه «تو» و نه «او»؛ وطن یعنی همه این «من» ها، به تنهای و رد دیگران ... اما وطن برای تو یعنی چه؟
علی تابش هستم، یکی از عضو این «من» های مجروح و خسته که من از آن به نسل سوم، یعنی نسل قربانی شده یادمیکنم.نسلی که بربستر خشونت، تحاوز،ستم، زورگوی، قلدری، نخوت و استکبارچشم گشود. و درگوش خود از گهواره پیام رهای، آزادی، جهاد، مقاومت، پایداری و عدالت را شنید. این نسل باآرمانی که بزرگان شان برایش ترسیم کرده بودند و درچارچوبی که دستهای پیدا وپنهان برای این نسل ساخت به پااستاد. نسل من نسل شعار است. شعاری که این نسل هیچ وقت مجال نیافت تا خود بسراید، نسل من نسل شعارهای است که بیشتر بوی نفاق و تعصب میدهد تا محبت و همدلی؛ بذرکینه و تخم جور میپاشد تا احساس همنوع بودن و برادری . نسل من نسل خشونت است، من بجامانده ازنسلی هستم که بجای تعلیم و تحصیل، مشق تفنگ و تمرین تیر کرد، هم کشت و هم کشته داد. بنابراین برای یک بارهم که شده میخواهم این لکه ها را بازنگری کنم. وطن برای من یعنی این بازنگری ها... و برای تو وطن یعنی چه ؟؟؟



تماس بانویسنده


پیونهای روزانه

دختری ورسی
بازگشت
دخترافغانستان
یاداشتهای ازغرب
قفسه کتاب
یاداشتهای روزانه
لحظه های دیروز
آموزش
چشمه ریگی
خالد نویسا
ک.و.ا
سقوط
نیزآر
نسیم فکرت



آرشیومطالب

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


پیوندهای وبلاگ

شریعتی
مولانا
ملالي جويا
ادبستان
انديشه نو
كتاب نقد
سازمان رآوآ
خاوران
آوینی
عرفان شمس
سروش
فرهنگ سرا
دائرت المعارف
محسن کدیور
رحیم پور
ریاضی
حیات اندیشه
دهخدا و معین
پالیز چندزبانه
بشردوست






Design by : Night Skin






Powered by WebGozar

تماس مستقیم بانوسینده