|
یاداشتهای از سیاهی تاریخ ... |
|
لکه های سیاهی را که سعی می کنند در زباله دان تاریخ قائیم کنند؛ اما هرگز...! |
...آری امروز هیچ کس را یارای شنیدن ناله های غم انگیز مهاجرین افغانی نیست . نه مجامع بین المللی و نه دولت اقای کرزی . نه مجامع بین المللی بخاطیرمنافع سیاسی و اقتصادی شان به این خشونت استالینی پاسخ می گوید و نه دولت کرزی توانای انرا دارد که به برخوردهای غیر انسانی و هتلری جمهوری اسلامی و سردمدارانش پرسش گری کند .گویا دولت ایران خشمی که از آمریکا دارد می خواهد برسر دو زن بچه یتیم افغانی که ازبحرانهای جنگ داخلی که عاملان آن هم همین رژیم فعلی با همدست خود پرویز مشرف بوده و هست خالی کند . وبا خشونت بی سابقه کمر به تارمار مهاجرین افغانی بسته است . یعنی مرز که در اسلام خمینی وجود نداشت دراین روزها دراسلام خامنه ای بوجود می اید . بوجود آمدن این مرز طی مراحل صورت گرفت ویا میگیرد. چه میگویم صورت گرفت و بعد میگیرد یعنی چه ؟ بلی یعنی هردو و .... مرحله اول: با به قدرت رسیدن حکومت کمونستی در افغانستان وهم زمان فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی توسط آمریکا وهم زمان شروع قیام مسلحانه مردم افغانستان علیه این رژیم عده زیادی ازمردم افغانستان به کشورهای همسایه یدلیل امنیت جانی پناه بردند چون در افغانستان مردمش پیروی دو مذهب شیعه و سنی اند . مهاجرین سنی به پاکستان پناهنده شدند وخوشبخت شدند و مهاجرین شیعه به ایران پناهنده شدند و بد بخت شدند . بهرحال جمعیت زیادی ازکودکان ونو جوانان وزنان بامشکلات زیادی بدنهای نیمه جان شانرا به لب مرز ها رساندند وخیال کردند به بهشت رافت برادری رسیده اند. مرحله دوم: درست درچنین زمان نابکام درایران قیام مردمی به رهبری خمینی به پیروزی رسیده بود. وجایگاه رفیعی دربین ملتش پیدا ورهبری این مردم را از آن خود کرد . درهمین ایام که او برصندلی قدرت تکیه زد با تمام قدرت پیام داد که : اسلام مرز ندارد. اعلام این پیام انسانی و بشر دوستانه ازطرف عالی ترین مقام سیاسی و مذهبی ایران مطرح شد و این بهانه شد برای بد بختی مهاجرین شیعه. اسلامی بودن حکومت این کشور وداشتن مشترکات فرهنگی و تاریخی عوامل دیگر این بدبختی بود . معنی این پیام که ( اسلام مرز ندارد ) دقیقا این بود که ملاک شهروندی و برخورداری از حقوق شهروندی در کشور های اسلامی مسلمان بودن آنان است. البته افغانها توقع حقوق شهروندی را نداشتند اما این پیام حد اقل این حق را به مهاجرین میداد که به این سرزمین حق پناه آوردن را دارند . و به عنوان یک انسان می تواند دراین خاک زنده بمانند نه اینکه زندگی کنند . مرحله سوم: دولت مداران وکاخ نشینان دین و مذهب٬ جمهوری اسلامی ازاین جریان فکری که گفت اسلام مرز ندارد استفاده کرده ٬ وصدور انقلابش را که نباید درچارچوب سیاسی این کشور محدود بماند در افغانستان شروع کرد. ابتدا دولت مداران جمهوری اسلامی گروهای جهادی متعددی که همه آنان شیعه بودند به نامهای ٬ پاسداران جهادی ٬ نصر جهادی ٬ حرکت جهادی ٬ و... ایجاد کرد. که بشتررهبران این گروها هم آ خوندهای کم سواد وخشک مذهبی ها بودند و ازدنیای سیاست هیچ نمی دانستند . و ازاینان خواستند که به افغانستان رفته ومبارزه را شروع کنند وحکو متی را بامدل ولایت فقه پایه ریزی کنند . البته چون کارگذاران جمهوری اسلامی درقسمتها سیاست خارجی ضعیف بودند و دلیل آن هم این بود که باسرعت غیر قابل تمرکز به برنامه های شان ادامه دادند وچند ین سال طول کشید وتازه فهمیدند که ۷۰٪ جمعیت افغانستان را سنی ها تشکیل میدهند و فقط این را فهمیده بودند و ازاین بیخبر بود که دولت پاکستان با همکاری آمریکا روی مهاجرین سنی که به پاکستان پناهنده شده بودند برعلیه جمهوری اسلامی برنامه دارند. بهر حال این گروهای جهادی برای تشکیل ولایت فقه در افغانستان ازکشته ها پشته ها ساختند واین کشته ها نیروهای تجاوزگر خارجی یا شروی نبو دند. نه تنها روسها نبودند بلکه سنی ها هم نبودند همه کشته شدگان وقربانیان شعیان بودند خیلی ازشعیان توسط گروهای پیرو خط امام خمینی بدلیل مخالفتها یش کشته شدند. یعنی این گروها دربرابرهم اتهام ضد ولایت فقه برهم دیگر میدادند وجان یکدیگر را نشانه می رفتند وهرکه کشته میشد به عقیده هردو طرف هم شهید خوانده میشد وما مزار این نوع شهدا را در افغانستان داریم. هزینه صدور این انقلاب و تآسیس ولایت فقه بهای سنگین برای مردم این مرز بوم داشته هزاران تن درگردو خاک این صادرات جان شان را ازدست دادند. مرحله چهارم: زژیم جمهوری اسلامی پس ازمدتی به سادگی فهمید که صدور ولایت فقه خیلی هم آسانتر ازاین حرفها است. فقط کافی است دوستان بین المللی خودرا خرتر کنند٬ دراین فرایند رابطه دولت جمهوری اسلامی باگروهای جهادی مقیم ایران و مهاجرین به سردی گرائیدو فهمید که نیازی به این همه مزاحم نیست. تعداد چندی ازرهبران احزاب و علمای دینی به خوبی میتوانند درصدور انقلاب وتاسیس ولایت فقه درافغانستان نقش کلیدی داشته باشد. همزمان بافهمیدن آسانترین راه برای صدور انقلابش تاسیس اوردوگاه های ( تله سیاه ) (سفید سنگ ) ( اراک ) و... شروع شد. و مقدم مهمانان نا خوانده دراین مهمان سراها که سر در یکی ازاین ها نوشته شده بود که دراینجا خداوجود ندارد٬ گرامی داشته شد. اردوگاه سفید سنگ: خودم که بدبختانه درآنجا نرفته ام گرچه ۹ سال درایران بودم ولی یکی ازبچه ها درخوطراتش نوشته بود : فضائی است درحدود ۳۰۰مترمربع با دیوارهای سیمانی وسقف فلزی دارای یکدانه دستشوئ (توالت) هر شب دراین فضا درحدود ۷۰۰ الی ۱۰۰۰ مهمان نا خوانده پزیرای می شود بیشتر شبها که مهمان زیاد می آید مجبوریم که نشسته و گاهی استاده بخوابیم حتی نفس کشیدن هم با فشار وسختی توام بود. درشبانه روز یکبارازمهمانان پزیرائی می شد آنهم با یک عدد نان نیمه خام ونیم سوخته البته سربازان گمنام آقا امام زمان هم هر ازچند گاهی ازاین محوطه دیدن میکردند. وبیشتراوقات مهاجرین را بامشت لگد وخوش آمد گوی افغان کثافت مورد عنایت قرار می دادند. ازاین نوع پزیرای که زیاداست.التبه حقوق گوسفندی مهاجرین هم ازنظروسعت جای مراعات نمیشود. مثلاسازمان بهداشت جهانی که اتفاقا یک سازمان ضد ولایت فقه است ٬ هم برای هرگوسفند مهاجر ۲متر مربع فضا لازم دانسته است. درصورتکه درمقیاس گوسفندی هم اگر با مهاجرین برخورد میشد بازهم افغانها شرمنده گوسفندان میشدند. ضرب شتم خواباندن دربین برف درسرماه شدید زمستان توهین ودشنام و... و خیلی ازبرخوردهای برادرانه با مدل ولایت فقه توسط سربازان اقا امام زمان وقت زیادی ازمهاجرین را بخود اختصاص میداد. صمیمی ترین برخورد ولایت فقه راکه بازنمائش یک برنامه استالنی یاهتلری بود دریک اتفاق دیگر برهیچ کسش پوشیده نیست رگبار۳۰۰ نفر مهاجرافغانی دریک شب تاریک که می خواستند ازاوردگاه فرارکنند٬ توسط هلیکوپترهای ولایت فقه ازیاد هیچ کسی نخواهد رفت که جنازه های آنهاشبانه درگوردسته جمعی زیر خروارهای خاک پنهان شد ٬ وشبانه روی ان آسفالت وخیابانی دران مسیر کشیده شد که هیج سازمان حقوق بشری ٬ وهیچ رسانه ازاین رفتارولایت فقه خوشحال ویا غمگین نشد. ونه آقای کرزی جرائت این رادارد او فقط بلد است درکنفرانسهای مطبوعاتی رقص سیاسی را تمرین کند . ادامه مرحله چهارم: افغانها مجبور شدند باهر سطح و سویه که بودند ازکودک ویا بچه ۱۰ ساله تا پیرمرد ۷۰ ساله به کارشاق و سخت سنگبری تن در دهند. کار زیاد و حقوق کم . اگر رسانه های این کشور ادعای صادرات بهترین سنگهای دنیا را دارند ٬ و اگر این کشور ادعای خود کفای درخیلی ازبخشهای صنعتی را دارد ٬ و اگر این کشور به رشد اقتصادی اش می بالد ٬ واگر کاخهای سربه فلک کشیده تهران و شیراز جذاب ترین و بهترین دورنمای شهرهای این کشور هستند ٬ سردمداران این رژیم بدانند که همه وهمه محصول صداقت کاری همین مهاجرین اند مهاجرین که درزیر معدنهای سنگ جان شان را ازدست دادند ومی دهند وخانواده های انها سالها در افغانستان چشم انتظار می ماند . مهاجرین که درخیابانهای شهرها عمدأ زیر لاستیک کامیونها و تاکسی ها له میشوند و گاهی هم اجساد این ها به بیابانها و جوی فاضلابها رها میشوند . و شکایت هم در دادگاه های جمهوری اسلامی هم بی پاسخ می ماند . وفرزندان این مهاجر حق رفتن به مدرسه را هم ندارد ٬ و بی سواد می ماند ٬ وحتی کار به جای میرسد که امام جمعه قم اعلام میکند که نماز افغا نها باطیل است زیرا بدون اجازه به خاک ما وارد شده اند و به این هم بسنده نکردند زمانیکه ایت الله محقق کابلی می خواست رساله چاپ کند بازهم امام جمعه صاحب اعلان میکند که ما نباید اجازه دهیم مرجعیت ازمرزهای ما فراتر رود و... مجعیت فقط حق ایران است ٬ وفقط ایران میتواند خدا را بشناسد ٬ کسانی دیگر این توانائی را ندارد. اگر من بد بخت اینقدر عصبانی میشوم یا عصبانی مینو سم این رفتارها مرا عصبانی میکند نه نه ٬ راستی ! این رفتارهای عصبانی وارد واژه های من شده است ٬ نه نه راستی! واژه های من این رفتارهای عصبانی و غیر انسانی را به نمائش میگذارد. و این رژیم با خشن ترین روش ازنیروی کاگری افغانها برای پشرفت اقتصاد کشورش کرده وخوب هم مدریت میکند. این همه رنج تلاش بدون کدام در امدی آخر هم با وحشیانه ترین برخوردها روبرو هستیم . هیچ وقت منکرمهربانی و برخورد برادرانه دولت ایران نیستیم. دولت ایران برخورد شان با افغانهای خانه بدوش همیشه برادرانه بوده و.... بهرحال دربعد سیاسی دولت ایران همچنان به صدور انقلابش به افغانستان مشغول بود عملا و عمدا نفاق را در بین گروهای جهادی تزریق می کرد.وقتی ایران به موجودیتی سنی ها درافغانستان پی برد ٬ ابتدا مجمع علمای شیعه و سنی افغانستان را تاسیس کرد و بعد گروهای چون جمعیت اسلامی ٬ اتحاد اسلامی ٬ جنبش ملی و ... و پیمان برادرانه بر محور صدور انقلاب بست بعد ازاین پیمان بود که نفوذ ایران در تمام نقاط افغانستان گسترش یافت. وقتی این رژیم به موجودیت سنی ها به عنوان اکثریت درافغانستان پی برد بی مهری شان با گروهای شیعی شروع شد ورابطه شان با شیعه ها سرد تر شد حتی دوشمنی وتخریب کاری شروع شد ٬ آقای مزاری که به گفته خویش سالها ولایت فقه را درکوه ٬ کوتل افغانستان گشتانده چنان مورد بی مهری ولایت فقه قرار گرفت که نتونست خشمش را کنترل کند ٬ درجنگ غرب کابل دولت ایران رسما به شیعه کشی درافغانستان کمک کرد . به شورای نظار اسلحه و دالر هدیه می کرد و به آقای مزاری عکس خمینی و کمپل (پتو ) اقای مزاری سفیر ایران را در کابل دردفتر کار خود مورد شدید ترین حملات لفظی قرار داد و پس از ان ایران به ایجاد شکاف در درون حذب وحدت پرداخته وبا حمایت ازاقای اکبری حذب وحدت را دو تکه کرد برکسی پوشیده نیست که ازحامیان اصلی جبهه شمال در جنگ علیه طالبان دولت ایران بود . مرحله پنجم: احمدی نژاد باید بداند که دولت مردان این کشور ازاغار تا شما سهم بی سزای درایجاد بحرانها وکشت کشتار در افغانستان داشته است این رژیم باید بداند که هزینه توسعه طلبی دولت ایران را با هر شعار فریبنده مذهبی٬ فقهی ٬ و فرهنگی و .... مابودیم که پرداختیم جنازه بردوش کشیدیم خانه های ما ویران شد هست بود ما ازریشه سوخت . افغانها همیشه با مشکلات و سختیها و توهین ها در ایران زنده بوده اند ازعرق جبین خویش نان خورده اند سقف خانه های شما را ما ساخته ایم دیوار شهرهای شما را ما بالا برده ایم برای شما عرق ریخته ایم ابادانی و اسایش درست کرده ایم ! همسایه جمهوری اسلامی من که خود را ام القرای اسلامی می خوانی حقوق همسایه داری این نیست ٬ پاسخ آن همه محبت توهین نیست ٬ باید به کار تلاش صادقانه احترام گذاشت اگر اسلام یکزمانی مرز نداشت درحال حاضر بوجود می اید ما روزی به وطن مان بازخواهیم گشت اما نه دراین وضعیت که همه رو به هلاک شدن است اما نه در این وضعیت که ......
+ نوشته شده در 86/07/20ساعت توسط علی تابش
| ||||||