تبليغاتX
یاداشتهای از سیاهی تاریخ ...

یاداشتهای از سیاهی تاریخ ...

لکه های سیاهی را که سعی می کنند در زباله دان تاریخ قائیم کنند؛ اما هرگز...!

شاه امان الله پس از سفرش به اوروپا، آدمی دیگر شده بود: شتاب زده و فاقد حس دور نگری؛ که در نتیجه قضاوت مردم در باره او تغییر کرد. سید محمد حسین، سربازجوان گارد شاهی وقت، آن روز ها را بیاد میاورد: وقتیکه امان الله خان از اوروپا برگشت، آدمی دیگر شده بود در قدمه اول کوشش کرد که همان تمدن و پیشرفت که در اوروپا وجود دارد در افغانستان هم بوجود آورد، اما خیلی عجله کرد. چون مردم فکر میکرد که او مسیحی و کافر شده است و...

 

در سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸ شاه امان الله دست به بعضی اصلاحات نمایشی زد. این اصلاحات که ظواهر جدید را جایگزین بعضی رفتارهای اجتماعی و سنتی مردم کرد، به گفته دکتر اشرف غنی احمد زی این تصور را بوجود اورد که شاه با تحمیل اصلاحات از بالا میخواهد حکومت را از چارچوب اسلامی خارج کند: مثلا تغیر لباس وقتیکه ملکه حجاب خودرا برداشت، این زمینه را برای یک عده مردم فراهم ساخت که این را به شکل افراطی به مردم نشان بدهند. سید قاسم رشتیا براین نظر است که جامعه انروز افغانستان در شرایطی نبود که این اصلاحات را هضم کند:


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/11/16ساعت توسط علی تابش


وطن برای یکی خاطره است برای دیگری خاک، برای یکی زادگاه و برای دیگری آن‌جا که خوش است. وطن يعني من ، يعني تو ؛ يعني همه ما؛ وطن یعنی اینها ولی همه اش اینها نیست. وطن یعنی ممنوع؛ وطن یعنی قدغن؛ وطن یعنی فقر؛ وطن یعنی خون، خشونت، آتش، جنگ، کینه و نفرت؛ وطن یعنی تو تاجیک و من هزاره ؛ او پشتون و این ازبک... وطن یعنی تاریخ؛ تاریخ جبر و استکبار و استبداد؛ وطن یعنی «من» نه «تو» و نه «او»؛ وطن یعنی همه این «من» ها، به تنهای و رد دیگران ... اما وطن برای تو یعنی چه؟
علی تابش هستم، یکی از عضو این «من» های مجروح و خسته که من از آن به نسل سوم، یعنی نسل قربانی شده یادمیکنم.نسلی که بربستر خشونت، تحاوز،ستم، زورگوی، قلدری، نخوت و استکبارچشم گشود. و درگوش خود از گهواره پیام رهای، آزادی، جهاد، مقاومت، پایداری و عدالت را شنید. این نسل باآرمانی که بزرگان شان برایش ترسیم کرده بودند و درچارچوبی که دستهای پیدا وپنهان برای این نسل ساخت به پااستاد. نسل من نسل شعار است. شعاری که این نسل هیچ وقت مجال نیافت تا خود بسراید، نسل من نسل شعارهای است که بیشتر بوی نفاق و تعصب میدهد تا محبت و همدلی؛ بذرکینه و تخم جور میپاشد تا احساس همنوع بودن و برادری . نسل من نسل خشونت است، من بجامانده ازنسلی هستم که بجای تعلیم و تحصیل، مشق تفنگ و تمرین تیر کرد، هم کشت و هم کشته داد. بنابراین برای یک بارهم که شده میخواهم این لکه ها را بازنگری کنم. وطن برای من یعنی این بازنگری ها... و برای تو وطن یعنی چه ؟؟؟



تماس بانویسنده


پیونهای روزانه

دختری ورسی
بازگشت
دخترافغانستان
یاداشتهای ازغرب
قفسه کتاب
یاداشتهای روزانه
لحظه های دیروز
آموزش
چشمه ریگی
خالد نویسا
ک.و.ا
سقوط
نیزآر
نسیم فکرت



آرشیومطالب

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


پیوندهای وبلاگ

شریعتی
مولانا
ملالي جويا
ادبستان
انديشه نو
كتاب نقد
سازمان رآوآ
خاوران
آوینی
عرفان شمس
سروش
فرهنگ سرا
دائرت المعارف
محسن کدیور
رحیم پور
ریاضی
حیات اندیشه
دهخدا و معین
پالیز چندزبانه
بشردوست






Design by : Night Skin






Powered by WebGozar

تماس مستقیم بانوسینده