تبليغاتX
یاداشتهای از سیاهی تاریخ ...

یاداشتهای از سیاهی تاریخ ...

لکه های سیاهی را که سعی می کنند در زباله دان تاریخ قائیم کنند؛ اما هرگز...!

این وبلاگ در نظر دارد که تحولات اخیر در افغانستان را بصورت کوتا بیان کند !

+ نوشته شده در 86/07/28ساعت توسط علی تابش


... افغانستان سرزمینی است که تمدنها را درخود فرو بلعیده است و در دل شنزارها نهان داشته است، اما همین سرزمین، خود آماج کاوشها ، مساحی ها و فریبها بوده و با جبر به زیرفرمان آمده است.
اما بااین واقعیت چه میتوان کرد که همچنان دشتهای ان خشک و کوهستانهایش بلند است و فرسنگها از دریا بدور مانده است... (جیسون گودوین)


وطنم ! گرچه که دیروز... و همچنین امروز...اما میخواهم واپسین سخنم این باشد که هنوز هم به عشق تو ایمان دارم.

+ نوشته شده در 86/07/28ساعت توسط علی تابش


برادران خواهران عزیز!

 همکاران محترم ! مرامیشناسید!

احمد بهزاد هستم یکسال است که باهم همصنفی هستیم . از آنچه که می اندیشم و به آن عمل می کنیم کم بیش از همدیگر اطلاع داریم . اما چیزهای هم هست که هنوز برای یکدیگر نگفته ایم .

من برخلاف آنچه که رئیس محترم شورا چندبار باعنوان داکتر خطاب کرد، تمام تحصیلات ام تا صنف دوازده بیشتر نیست که آن هم در مکاتب شبانه خوانده ام. چون انقلاب همچنان که بر تمام نسل من تحمیل شد مرا چنان در خود فشرد که مجال زندگی و تحصیل یکی شد و من آن را به دو بخش قسمت کردم. روزها کار می کردم مخفیانه از دید پاسبانهای انصار و شبها درس وتحصیل.

آنچه امروزه آمده ام تا بگویم نتیجه و برآمد تحصیلات اکادمیک در پوهنتونهای لوکس و پنچ ستاره نیست، آنچه می گویم باز تاب روایت راویان عافیت جو هم نیست که از داخل قفسه های جهان بر آمده باشد.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/07/25ساعت توسط علی تابش


...آری امروز هیچ کس را یارای شنیدن ناله های غم انگیز مهاجرین افغانی نیست . نه مجامع بین المللی و نه دولت اقای کرزی . نه مجامع بین المللی بخاطیرمنافع سیاسی و اقتصادی شان به این خشونت استالینی پاسخ می گوید و نه دولت کرزی توانای انرا دارد که به برخوردهای غیر انسانی و هتلری جمهوری اسلامی و سردمدارانش پرسش گری کند .گویا دولت ایران خشمی که از آمریکا دارد می خواهد برسر دو زن بچه یتیم افغانی که ازبحرانهای جنگ داخلی که عاملان آن هم همین رژیم فعلی با همدست خود  پرویز مشرف بوده و هست خالی کند . وبا خشونت بی سابقه کمر به تارمار مهاجرین افغانی بسته است . یعنی مرز که در اسلام خمینی وجود نداشت دراین روزها دراسلام خامنه ای بوجود می اید . بوجود آمدن این مرز طی مراحل صورت گرفت ویا میگیرد. چه میگویم صورت گرفت و بعد میگیرد یعنی چه ؟  بلی یعنی هردو و ....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/07/20ساعت توسط علی تابش


خواننده عزیز ! عنوان این نوشته واقعیت تلخی است که شاید ملیونها مهاجر افغانی آنرا در اروپا تجربه میکند. دردا ! که این نوشته درواقع بازگو کننده این تجربه تلخ است. و یا غم نامه است که قربانی این نسل را بدست همنوع خودش مسراید وهیچ رنج تلخ تر ازاین نیست که انسان بدست انسان قربانی شود.

هموطن عزیز! من هم یکی از قربانیان این نسل هستم ٬ نسلیکه درگهواره صدای غرش توپ و تانک را شنید و با آن بزرگ شد ٬ و خشونت را آموخت ٬ تحقیر وتوهین بیگانه را تجربه کرد و بزرگ شد . و عشق ٬ زندگی ٬ محبت ٬ پیشرفت و .... داستان ویا افسانه ای بود که دربیرون از بن بستهای دوران خویش و زمانه خویش انرا می شنید. من هم عضوی ازاین پیکر قربانی شده هستم که سالها است ازآغوش گرم خانواده ام که جز یک مادر پیر و خواهر کوچک کسی دیگر ندارم دور مانده ام و اصلا تصویر دقیق آنان یعنی خانواده ام و منطقه ام از ذهنم پاک شده است، و ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در 86/07/02ساعت توسط علی تابش


وطن برای یکی خاطره است برای دیگری خاک، برای یکی زادگاه و برای دیگری آن‌جا که خوش است. وطن يعني من ، يعني تو ؛ يعني همه ما؛ وطن یعنی اینها ولی همه اش اینها نیست. وطن یعنی ممنوع؛ وطن یعنی قدغن؛ وطن یعنی فقر؛ وطن یعنی خون، خشونت، آتش، جنگ، کینه و نفرت؛ وطن یعنی تو تاجیک و من هزاره ؛ او پشتون و این ازبک... وطن یعنی تاریخ؛ تاریخ جبر و استکبار و استبداد؛ وطن یعنی «من» نه «تو» و نه «او»؛ وطن یعنی همه این «من» ها، به تنهای و رد دیگران ... اما وطن برای تو یعنی چه؟
علی تابش هستم، یکی از عضو این «من» های مجروح و خسته که من از آن به نسل سوم، یعنی نسل قربانی شده یادمیکنم.نسلی که بربستر خشونت، تحاوز،ستم، زورگوی، قلدری، نخوت و استکبارچشم گشود. و درگوش خود از گهواره پیام رهای، آزادی، جهاد، مقاومت، پایداری و عدالت را شنید. این نسل باآرمانی که بزرگان شان برایش ترسیم کرده بودند و درچارچوبی که دستهای پیدا وپنهان برای این نسل ساخت به پااستاد. نسل من نسل شعار است. شعاری که این نسل هیچ وقت مجال نیافت تا خود بسراید، نسل من نسل شعارهای است که بیشتر بوی نفاق و تعصب میدهد تا محبت و همدلی؛ بذرکینه و تخم جور میپاشد تا احساس همنوع بودن و برادری . نسل من نسل خشونت است، من بجامانده ازنسلی هستم که بجای تعلیم و تحصیل، مشق تفنگ و تمرین تیر کرد، هم کشت و هم کشته داد. بنابراین برای یک بارهم که شده میخواهم این لکه ها را بازنگری کنم. وطن برای من یعنی این بازنگری ها... و برای تو وطن یعنی چه ؟؟؟



تماس بانویسنده


پیونهای روزانه

دختری ورسی
بازگشت
دخترافغانستان
یاداشتهای ازغرب
قفسه کتاب
یاداشتهای روزانه
لحظه های دیروز
آموزش
چشمه ریگی
خالد نویسا
ک.و.ا
سقوط
نیزآر
نسیم فکرت



آرشیومطالب

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386


پیوندهای وبلاگ

شریعتی
مولانا
ملالي جويا
ادبستان
انديشه نو
كتاب نقد
سازمان رآوآ
خاوران
آوینی
عرفان شمس
سروش
فرهنگ سرا
دائرت المعارف
محسن کدیور
رحیم پور
ریاضی
حیات اندیشه
دهخدا و معین
پالیز چندزبانه
بشردوست






Design by : Night Skin






Powered by WebGozar

تماس مستقیم بانوسینده