|
یاداشتهای از سیاهی تاریخ ... |
|
لکه های سیاهی را که سعی می کنند در زباله دان تاریخ قائیم کنند؛ اما هرگز...! |
... مطالب این وبلاگ به دلیل فیلترشدن سرویسهای بلاگفا و پرشین بلاگ توسط افغان بیسیم به ادرس زیرمنتقل شده است این جاکلید کنید
+ نوشته شده در 87/02/12ساعت توسط علی تابش |
درنخستین سالهای نیمه دوم قرن بیستم، محمد داوودخان، به گفته محقق و افغانستان شناس فرانسوی اولیوا روا می خواهد بنیان یک حکومت ملی نوین را به وجود آورد: داوود تلاش کرد تا یک حکومت ملی نوین را بوجود آورد. او میخواست یک ایدئولوژی ناسیونالیست نوین را پی ریزی کند که برخصلت پشتون در افغانستان تاکید میکرد. در نتیجه مسئله پشتونستان بزرگ مطرح می شد و پشتو به عنوان زبان دولتی معادل زبان فارسی قرار میگرفت. داوود موفق شد، نقشه کنترل اداری افغانستان را تحقق بخشد. درآخر دوره داوودخان هیچ ولایتی نبود که دران نماینده دولت وجود نداشته باشد. او موفق شد یک ارتش نوین ملی را بوجود بیاورد. و همچنین توانست یک سیستم اموزشی را ایجاد کند که زمینه را برای ظهور روشنفکران جدیدمساعد نماید؛ روشنفکرانی که زندگی و آینده ای انها وابسته به دولت بود. درسالهای ۱۹۵۰ـ۱۹۵۱ م تعداد دانش اموزان در مکاتب ابتدای و لیسه و همچنین فارغ التحصیلان از دانشگاه و موسسات عالی افزایش یافت و تعدادی زیادی از دانشجویان به خارج از کشور برای تحصیل فرستاده شد که بعد از برگشت به افغانستان اندیشه های تازه را به همرای خود اوردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/02/01ساعت توسط علی تابش |
جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود، اما به زودی جنگ سرد، شرق و غرب را در برابرهم قرار داد و کشورهای کوچک نیز مجبود بودندجای شانرا در درون یک نظم جدید جهانی پیدا کنند. درچنین وضعی محمد داود پسر عموی محمد ظاهرشاه درمقام صدراعظم (نخست وزیر) قدرت را بدست گرفت. او یکی از بلند پروازترین اعضای نسل جوان خانواده سلطنتی بود و اثر برجسته در تاریخ افغانستان بجا گذاشت. سید قاسم رشتیا که در انزمان در کابینه او عضوبوده چنین میگوید: سردارد محمد داوودخان یک شخص بسیار جدی، وطن پرست، صاحبی تفکری قوی بود، در سیاست داخلی و خارجی کارهای عمده ای را نجام داد. البته در قسمت مسایل اجتماعی که عبارت از حقوق مردم وازادیهای بوجود امده باشد، انها را کاملا کنارکذاشت تادر مراحل بعد به انها بپردازد. درمرحله اول به توسعه اقصادی اولیت داد و دراین زمینه کارکرد. محمد داوود که هدف عمده اش توسعه اقتصادی، با اعتقاد به اقتصاد رهبری شده، سیستم برنامه های پنج ساله برنامه ریزی کرد و به منظور تامین منابع مالی ان، برای جلب گسترده کمکهای خارجی اقدم نمود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/01/24ساعت توسط علی تابش
درسال ۱۹۴۶م تغیراتی در نظام سیاسی افغانستان بوجود امد و همراه با آن دوره جدیدی آغاز شد که بعضی از ناظران سیاسی، آنرا دوران دموکراسی خوانده اند. لطیف ناظمیاین تغییرات و علل انرا اینطور توضیح میدهد: در ماه مه ۱۹۴۶ در اثر فشارهای بین المللی و براثر فشاری که سازمان ملل متحد برافغانستان وراد کردکه حقوق افراد دراین جا رعایت نمیشود، آزادی انسانی وجود ندارد، تغییری در ساختار سیاسی افغانستان و دولت این کشوراتفاق افتاد. شاه محمودخان که به اندازه هشم خان بی رحم نبود و مرد مهربانی بود، برصندلی قدرت تکیه نشست و بابه قدرت رسیدن شاه محمود خاندرواقع دوران جدیدی درافغانستان شروع شدکه برخی انرا دوران دموکراسی نام میگذارند. نخست وزیر جدید، شاه محمود، هدف خودرا استقرار دموکراسی اعلام کردو این زمانی بودکه روشنفکران افغانستان در جریان جنگ دوم جهانی با ایدئولوژیهای نو آشناه شده و اینک به برکت شرایط جدید، نهضت دموکراسی را با شرکت در انتخابات ونشر جرائید ازاد پایه کذاشتند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 87/01/18ساعت توسط علی تابش
شاه امان الله خان در اواخر ماه آوریل سال ۱۹۲۹، کشور را برای همیشه ترک گفت و از راه هند به ایتالیا رفت. دوستان وفادار او مانند سپه سالار غلام نبی خان چرخینیز به دلایل گوناگون از نبرد دست کشیدند. با این تحولات، صحنه برای سپه سالار محمد نادرخانوزیرحربیه سابق، از ان سوی مزتشکیل شده بود، توانستند وارد کابل شده و ضربه نهای را بر رژیم حبیب الله کلکانی وارد کنند. عزیز نعیم در این مورد میگوید: دوره ۹ ماهه حکومت امیرحبیب الله کلکانی دوره تلاش برای استقرار است، زیرا از هرطرف مخالفت بود. درجنوب ژنرال نادرخانبود. در شرق هم مقاومت شروع شددر غرب هم که امان الله خان بود. ژنرال نادرخان هم وقتیکه موفق شد امان الله خان هم از صحنه بیرون امده بود؛ غلام نبی خان هم از صحنه خارج شده بود؛ طرف شرق هم شکست خورده بود و به همراهی مردم قبایل به دوره ۹ ماه حکومت حبیب الله کلکانی پایان بخشید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/12/26ساعت توسط علی تابش
شاه امان الله پس از سفرش به اوروپا، آدمی دیگر شده بود: شتاب زده و فاقد حس دور نگری؛ که در نتیجه قضاوت مردم در باره او تغییر کرد. سید محمد حسین، سربازجوان گارد شاهی وقت، آن روز ها را بیاد میاورد: وقتیکه امان الله خان از اوروپا برگشت، آدمی دیگر شده بود در قدمه اول کوشش کرد که همان تمدن و پیشرفت که در اوروپا وجود دارد در افغانستان هم بوجود آورد، اما خیلی عجله کرد. چون مردم فکر میکرد که او مسیحی و کافر شده است و... در سالهای ۱۹۲۷ و ۱۹۲۸ شاه امان الله دست به بعضی اصلاحات نمایشی زد. این اصلاحات که ظواهر جدید را جایگزین بعضی رفتارهای اجتماعی و سنتی مردم کرد، به گفته دکتر اشرف غنی احمد زی این تصور را بوجود اورد که شاه با تحمیل اصلاحات از بالا میخواهد حکومت را از چارچوب اسلامی خارج کند: مثلا تغیر لباس وقتیکه ملکه حجاب خودرا برداشت، این زمینه را برای یک عده مردم فراهم ساخت که این را به شکل افراطی به مردم نشان بدهند. سید قاسم رشتیا براین نظر است که جامعه انروز افغانستان در شرایطی نبود که این اصلاحات را هضم کند:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/11/16ساعت توسط علی تابش
سرانجام پس از قتل حبیب الله پسرش امیر امان الله خان درسال ۱۹۱۹م سلطنت خودرا با اعلام استقلال افغانستان آغازکرد و به مردم وعده اصلاحات داد. اوگفت: حکومت ما در افغانستان اصلاحاتی خواهدنمود که ملت ومملکت ما بتواند دربین ملل متمدن جهان جای مناسب خودرا پیداکند و مردم باید مطیع قانون باشد کاری اجباری درهمه زمینه ها ممنوع و لغواعلام میشود و ماخواهان افغانستان آذاد و مستقل چه درداخل و درخارج هستیم. سیاست خارجی افغانستان تا ان موقع توسط انگلیس اداره میشد درسوم مارس ۱۹۱۹م امان الله خان طی نامه به نائیب السلطنه انگلیس در هند خواستار استقلال کامل افغانستان شد بدون اینکه منتظرجواب نامه بماند سیاست مستقلی را آغازکردو اماده جنگ شد... جاوید میگوید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/10/12ساعت توسط علی تابش
افغانستان امروزی، کانون دولتی بود که احمدشاه ابدالی ان را در سال (۱۷۴۷م) تاسیس کرد. اما افغانستان امروزی، درمرزهای کنونی اش درپایان قرن ۱۹م بدست عبدالرحمن درسالهای ۱۹۰۱ - ۱۸۸۰م پایه گذاری شد که سیاست خارجی او توسط امپراطوری انگلس اداره میشد و سیاستی داخلی را هم خودش اداره میکرد. اشرف غنی احمد زی دراین مورد میگوید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/09/07ساعت توسط علی تابش
...این سرزمین برای اسکندر مقدونی یا مهاجمان مغول گذرگاه بود برای تسلط بر هند اما در سده ( ۱۹ م) مرز جداکننده یا منطقه تحت نفوذ درقدرت و یا امپراطوری بزرگ بریتانیا و روسیه بود. و درسده (۲۰م) جای برای دو قدرت خشن و جدید دیگر یعنی شروی و آمریکا بوده است. افغانستان البته برای این موقعیت جغرافیای خود بهای بزرگی پرداخته است. هر جنگ و هرهجومی، ویرانی و آشفتگی عظیمی بچا گذاشته است. گرچه دراین هجومها واشغالگریها، این ابرقدرتهاتلخ ترین شکستها را در این کشور تجربه کرده اند. اما چیزیکه باید تاسف خورد این است که علی رغم این پیروزیهاکه داشته ایم قادر نبوده ایم که این پیروزیها را به آخر برسانیم . گرچه هرج مرج ها بخاطیرموقیتهای جغرافیائی و استراتژیک ازپشرفت و جهانی شدن و شکوفائیهای اجتماعی و اقتصادی، مردم این سرزمین را محروم کرد اما عامل مهم دراین زمینه ساختارهای اجتماعی سنتی و عقب ماندگی افکار عمومی بوده که مانع مهم و عمده ای را در برابر پیشرفت پدید آورده است. در آخرین دهه های سده (۲۰م ) دو جهش عمده تاریخ افغانستان را در مسیر تازه ای قرار داد:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/08/13ساعت توسط علی تابش
+ نوشته شده در 86/07/28ساعت توسط علی تابش
... افغانستان سرزمینی است که تمدنها را درخود فرو بلعیده است و در دل شنزارها نهان داشته است، اما همین سرزمین، خود آماج کاوشها ، مساحی ها و فریبها بوده و با جبر به زیرفرمان آمده است.
اما بااین واقعیت چه میتوان کرد که همچنان دشتهای ان خشک و کوهستانهایش بلند است و فرسنگها از دریا بدور مانده است... (جیسون گودوین)
وطنم ! گرچه که دیروز... و همچنین امروز...اما میخواهم واپسین سخنم این باشد که هنوز هم به عشق تو ایمان دارم.
+ نوشته شده در 86/07/28ساعت توسط علی تابش
برادران خواهران عزیز! همکاران محترم ! مرامیشناسید!
احمد بهزاد هستم یکسال است که باهم همصنفی هستیم . از آنچه که می اندیشم و به آن عمل می کنیم کم بیش از همدیگر اطلاع داریم . اما چیزهای هم هست که هنوز برای یکدیگر نگفته ایم .
من برخلاف آنچه که رئیس محترم شورا چندبار باعنوان داکتر خطاب کرد، تمام تحصیلات ام تا صنف دوازده بیشتر نیست که آن هم در مکاتب شبانه خوانده ام. چون انقلاب همچنان که بر تمام نسل من تحمیل شد مرا چنان در خود فشرد که مجال زندگی و تحصیل یکی شد و من آن را به دو بخش قسمت کردم. روزها کار می کردم مخفیانه از دید پاسبانهای انصار و شبها درس وتحصیل.
آنچه امروزه آمده ام تا بگویم نتیجه و برآمد تحصیلات اکادمیک در پوهنتونهای لوکس و پنچ ستاره نیست، آنچه می گویم باز تاب روایت راویان عافیت جو هم نیست که از داخل قفسه های جهان بر آمده باشد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/07/25ساعت توسط علی تابش
...آری امروز هیچ کس را یارای شنیدن ناله های غم انگیز مهاجرین افغانی نیست . نه مجامع بین المللی و نه دولت اقای کرزی . نه مجامع بین المللی بخاطیرمنافع سیاسی و اقتصادی شان به این خشونت استالینی پاسخ می گوید و نه دولت کرزی توانای انرا دارد که به برخوردهای غیر انسانی و هتلری جمهوری اسلامی و سردمدارانش پرسش گری کند .گویا دولت ایران خشمی که از آمریکا دارد می خواهد برسر دو زن بچه یتیم افغانی که ازبحرانهای جنگ داخلی که عاملان آن هم همین رژیم فعلی با همدست خود پرویز مشرف بوده و هست خالی کند . وبا خشونت بی سابقه کمر به تارمار مهاجرین افغانی بسته است . یعنی مرز که در اسلام خمینی وجود نداشت دراین روزها دراسلام خامنه ای بوجود می اید . بوجود آمدن این مرز طی مراحل صورت گرفت ویا میگیرد. چه میگویم صورت گرفت و بعد میگیرد یعنی چه ؟ بلی یعنی هردو و ....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/07/20ساعت توسط علی تابش
خواننده عزیز ! عنوان این نوشته واقعیت تلخی است که شاید ملیونها مهاجر افغانی آنرا در اروپا تجربه میکند. دردا ! که این نوشته درواقع بازگو کننده این تجربه تلخ است. و یا غم نامه است که قربانی این نسل را بدست همنوع خودش مسراید وهیچ رنج تلخ تر ازاین نیست که انسان بدست انسان قربانی شود. هموطن عزیز! من هم یکی از قربانیان این نسل هستم ٬ نسلیکه درگهواره صدای غرش توپ و تانک را شنید و با آن بزرگ شد ٬ و خشونت را آموخت ٬ تحقیر وتوهین بیگانه را تجربه کرد و بزرگ شد . و عشق ٬ زندگی ٬ محبت ٬ پیشرفت و .... داستان ویا افسانه ای بود که دربیرون از بن بستهای دوران خویش و زمانه خویش انرا می شنید. من هم عضوی ازاین پیکر قربانی شده هستم که سالها است ازآغوش گرم خانواده ام که جز یک مادر پیر و خواهر کوچک کسی دیگر ندارم دور مانده ام و اصلا تصویر دقیق آنان یعنی خانواده ام و منطقه ام از ذهنم پاک شده است، و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در 86/07/02ساعت توسط علی تابش
| ||||||